مردی را نبود فتاده ی را پای زدن                        گر دست فتاده ی بگیری مردی

***************************************************************

جوان مردی و کمک به دیگران یک نشانه ی خوبی است از انسانیت واخلاق ومنش بزرگی که بزرگان مارا به ان تشویق می کنند.

وجامعه ی که برای اخلاق و جوان مردی ارزشی قائل نیست رو به ازهم گسیختگی ونابهنجاری می رود

پس چه بهتر است که یکدیگر را به کردار نیک سفارش کنیم وچون گذشتگان با اخلاق زندگی کنیم.

درمازندران نیز جوانمردانه زیادی بودند که برای حفظ وطن خون خود را پیشکش میهن خود کردند. و دهستان بابوده نیز از این امر مستثنا نبود.             ( به یاد جوانمردان حقیقی وطنم ایران)۰

+ نوشته شده در  بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 9:30  توسط میثم  | 
انچه که از انسان به جای می ماند .خوبی های است که بعد از ما به یاد دیگران باغی می ماند .

پس جه زیباست که زندگی خود را با محبت به دیگران ودوستی با خردمندان اجین کنیم ومحبت را ارزانی خود قرار دهیم تا در دل های اشنایان تا ابد بمانیم.

مانند بزرگان شهرمان و دینمان که بعد از رفتنشان هنوز یاد وخاطرهی ان برای ما زنده است.

به یاد تاریخ فراموش نشدنی قریه (بابوده) که سراغاز پیشرفت بودند تا اینکه با نام دیگر چون (مرزن اباد)

زنده کنند گذشتگان تاریخ را و دوباره شهری بسازند با مردمی پر محبت تا اوزه گیر وطن شود.

مرزن اباد عزیز هنوز امید به پیشرفت وبزرگی را در خود داری.            ( بارزوی سعادت برای شهرمان)

+ نوشته شده در  بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 13:41  توسط میثم  | 
در دهستان بابوده نظمی خاص حاکم بود و به دلیل خویشاوندی بین ساکنان روزگار به زیبای گذر می کرد. خالی از لطف نیست که نام کسانی که در ابادی این دهستان کوشیدند نام نبریم. 

۱-حاج علی نقی سام دلیری۲-کدخدا محمد صیادی نژاد۳-کدخدا زمان صیادی نژاد۴.کدخدا حیدر سام دلیری

۵-بزرگ زمان محمد رضا سام دلیری فرزند حسن۶-یوسف سام دلیری ۸-خیرالله سام دلیری۹-حسن سام دلیری برادر بزرگ نور علی سام

۱۰-ننه حوا سام دلیری که حدود ۱۲۰ سال عمر کرد و۵ پادشاه ایران رادید.همسر حسن سام دلیری ومادر  محمد رضا ویوسف و دو دخترش.

دختر اول زن اول کدخدا محمدصیادی نژاد بود که بعد از بیماری او و فرزندش به رحمت خدا رفتند.

ودختر دوم مادر زمان صیادی نژاد بود.

+ نوشته شده در  بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 11:44  توسط میثم  | 
دهستان بابوده در سال۸۳-۸۴ توسط زمین لرزه ی ۵.۶ لرزید.

۸۰درصد خانه ها ویران شدند.ولی خوشبختانه تلفات جانی نداشت.

اما این امر باعث نشد که گذشته دهستان به فراموشی سپرده شود.وجوانان عزیز توانستند دوباره

محل زندگی خود ودوستان را از نوع بسازند. به یاد ان دورانی که دوستی ها خود را اشکار کرد وعزیزان واقعی  اشکار شدند.

+ نوشته شده در  بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 11:30  توسط میثم  | 
هر کجا هستم باشم.  اسمان مال من است.

پنجره.فکر.هوا .عشق .زمین.مال من است.

چه اهمیت دارند.گاه می رویند قارچ های غربت.                                         (سهراب سپهری)

+ نوشته شده در  بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 11:23  توسط میثم  | 
۱-سجاد سام دلیری۲-قاسم سام دلیری۳-جواد سام دلیری۴-حسین سام دلیری۵-ناصر سام دلیری

۶-میلاد سام دلیری ۷-میثم سام دلیری۸-کامبیز سام دلیری۹-سامان یار احمدی۱۰-حامد صابری

۱۱-امیر رضا صیادی نژاد۱۲-سروش صیادی نژاد ۱۳-محمد رضا دادو ۱۴-سیدسجاد میر بابایی۱۵-رمضان سام دلیری۱۶-هادی ومهدی کیا چهارباغی وپسرخاله عزیز سجاد سام دلیری ۱۷-حسن خورج 18-یحیی سام دلیری 

19-محمدرضا سام دلیری۲۰-افشین صیادی نژادو محمد جواد سام دلیری

و علی یعقوبی ودوست خوبم محمدقطب بهایی

وخواهر زاده بنده محمد حسین سام دلیری

برو بچه های خوب بابوده که با هم خاطرات گذشتگانشان را زنده نگه می دارند.

+ نوشته شده در  بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 11:15  توسط میثم  | 
در زمان جنگ جهانی اول که ایران به اشغال روسیه و انگلیس در امد .در این هنگام روس ها راه فتح مازندران را گرفتند که طی ان مقاومت های صورت گرفت.

روس ها بعد از اشغال چالوس راه تهران را در پیش گرفتند.و در حال پیشروی به طرف مرزن اباد (بابوده) بودند.در مرزن اباد پادگان نظامی قاجار وجود داشت .که متاسفانه به دلیل نااگاهی برخی از مردم ان را به دوره رضا شاه منصوب می دانند.

طبق گفته های شاهدان عینی در ان زمان که حدود ۷خانوار در بابوده و ۱۰ خانوار در بالا مرزن اباد در ان دوران زندگی می کردند.ارتش روسیه از طرف دواب حرکت ودر کنار تپه باندر اردو زد.از گفته های پیران محل به این موضوع پی خواهید برد که اختلافی بین نیروهای قاجار بایکدیگر برای دفاع یا عقب نشینی در می گیرد.که عده ای فرار می کنند .وباقی ماندهی نیروها طی در گیری مختصر با روس ها به طرف تهران عقب نشینی می کنند.در این هنگام اهالی بابوده تصمیم به ترک روستا کرده واز بیم حمله روس ها از طریق رود خانه برار به کوه های یلاقی خود پناه می برند و حدود ۷ماه را در کوه های منار و داوه و دلیر مستقرگردیدند.

پادگان مرزن اباد توسط روس ها به غارت رفت.ولوازم ارزشمند را به تصاحب خود در اوردند.

بر گرفته شده از خاطرات نامدار صیادی نژاد وسکینه سام دلیری  که خداوند ان هارا بیا مورزد.

+ نوشته شده در  بیستم اردیبهشت 1390ساعت 9:57  توسط میثم  | 
یا ثارالله

گفتمش نقاش را از غربت زهرا بکش                        گریه کردو باقلم یک چادر خاکی کشید

****************************************************************

گفتمش پس غربت زهرا کجای نقش بود                       ناله کردو زیر چادر غنچه ای پرپر کشید

*****************************************************************

یا علی...رفتم بقیع اما چه سود                                  هرچه گشتم فاطمه انجا نبود

*****************************************************************

یا علی قبر پرستویت کجاست                                     ان گل صد برگ خوش بویت کجاست

*****************************************************************

هر چه باشد من نمک پرورده ام                                 دل به عشق فاطمه خوش کرده ام

*****************************************************************

حج من بی فاطمه بی حاصل است                              قبر زهرا فاطمه  کعبه اهل دل است

*****************************************************************

ایام فاطمیه بر شما دوستداران نبی را تسلیت عرض می کنیم.

+ نوشته شده در  هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 12:16  توسط میثم  | 
به نام انکه با ذکر او قلب ها ارام می گیرند.

در جعل تاریخ در صدر اسلام همین بس است که ولایت علی را نادیده گرفتند.و او را خانه نشین کردند و همچنین هدیه ی پیامبر که باغ فدک بود به دخترش را از او غصب کردند وسپس او را ناجوان مردانه به شهادت رساندند.شهادت حضرت فاطمه اوج مضلومیت این خاندان نبوت است.

+ نوشته شده در  هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 12:16  توسط میثم  | 
با سلام.

درمورد تاریخ ایران می توان نوشته های زیادی یافت.از جمله این نویسندگان هرودت یونانی بوده است .

در منابع تاریخی خلیج فارس را  پرشین گلف ویا دریای پارس می نامیدند.متا سفانه در چند دهیه پیش برای اینکه انگلیس این پیر استعمار از اختلافات خاورمیانه بهره برداری کند دست به تحریف تاریخ و فرهنگ ملت ها کرد وبا تقسیمات استعماری خود جرقه ی قوم گرای را  شعله ور کرد.

ازاین جهت بعضی از شیخ نشینان عرب خلیج فارس بر ان امدند تا با پول های باد اورده ی خود تاریخی جعلی برای خود بسازند.وبا کمک دشمنان فرهنگ ایران در بعضی از منابع ونقشه ها به جعل نام خلیج فارس پرداختند تا برای هویت نداشته ی خود تاریخ بسازند.

خلیج فارس یک حقیقت جاودانه است .وبا تحریف ها هرگز نابود نمی شود.

+ نوشته شده در  دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 12:34  توسط میثم  | 
با سلام.

روز کارگر بر کارگران زحمت کش تبریک و خسته نباشید عرض می کنم.

پیامبر اکرم (ص) بر دست کارگران بوسه می زد.

+ نوشته شده در  دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 12:34  توسط میثم  | 
با سلام.

 روز معلم را بر معلمین عزیز تبریک عرض می نمایم

+ نوشته شده در  دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 12:34  توسط میثم  | 
با سلام

اقوام اریایی در حدود ۳۰۰۰ سال پیش از منطقه ی سیبری وارد ایران وهند شدند.

این اقوام نسبت به اقوام ان روز پیشرفته تر بودند.در ایران اقوام اریایی به سه بخش (مادها. پارت ها و پارس ها ) تتقسیم شدند. و اولین حکومت در ایران توسط مادها در همدان رخ داد.که پایتخت ان هکمتانه بود.ومعروف ترین حاکم حمورابی بود.

+ نوشته شده در  یازدهم اردیبهشت 1390ساعت 14:3  توسط میثم  | 
توجه متاسفانه در بعضی موارد دیده می شود که تاریخ تحریف می شود پس از خوانندگان عزیز خواسته می شود که فقط به یک منبع معدود توجه نکنند.و منابع بیشتری را در مورد ان موضوع مطالعه نمایند.

+ نوشته شده در  ششم اردیبهشت 1390ساعت 11:37  توسط میثم  | 
توجه متاسفانه در بعضی موارد دیده می شود که تاریخ تحریف می شود پس از خوانندگان عزیز خواسته می شود که فقط به یک منبع معدود توجه نکنند.و منابع بیشتری را در مورد ان موضوع مطالعه نمایند.

+ نوشته شده در  ششم اردیبهشت 1390ساعت 11:37  توسط میثم  | 
محبت را به دیگران بیاموز.

+ نوشته شده در  ششم اردیبهشت 1390ساعت 11:37  توسط میثم  | 
با سلام .

خوب است چند بیت شعر بنویسیم.(این قطعه شعر ها در کنج خاطرات نهفته اند)

*****************************************************************

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد

                                                  انچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد.

*****************************************************************

انکه را که اسرار حق اموختند   

                                 مهر کردند دهانش دوختند                         (حلاج)

*****************************************************************

من نگویم که مرا از قفس ازاد کنید

                                قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید 

****************************************************************

سال ها تو سنگ بودی و دلخراش 

                                      ازمون تو یک لحظه خاک باش

****************************************************************

ان قصری که جمشید در او جام گرفت 

                                          اهو بچه کرد و رو به ارام گرفت

****************************************************************

دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست

                                                  شکسته باد کسی که اینچنین مان می خواست         

****************************************************************

خداوندا شبی دارم سیه از صبح نومید

                                             در این شب رو سفیدم کن چو خورشید

****************************************************************

امشب ای ماه تو به درد دل من تسکینی

                                         اخر ای ماه تو همدرد من مسکینی

****************************************************************

+ نوشته شده در  پنجم اردیبهشت 1390ساعت 9:34  توسط میثم  | 
به نام خدا

در تاریخ ۲/۳/۱۳۶۸ در چالوس به دنیا امدم.    و  در خانوادهی سنتی به اصول خود زیستم.  نام من را رحیم  قرار دادند .تا بخشنده باشم همچون نامم.دوران کودکی خود را در محله ی قدیم شهر یعنی بابوده*پیازباغک(شهید اهنگری جدید) را با دوستان پور معرفت خود زیسته ام. دوران تحصیل ابتدای  را در مدر سه همافران سپری کردم.کودکی مان با خاطرات زیبا ی خود با دوستانی که هرگز فکر جدا شدن نمی کردیم گذشت.دیگر نوجوان شدیم و برای تحصیل در دوره ی متوسطه به مدرسه راهنمایی شهید اهنگری انتقال یا فتیم.شهید مسعود اهنگری ساکن در محله ی قدیم شهر مرزن اباد بود که بعد از شهادت این فرزند شهر .نام قدیمی ترین محل را به نام او ثبت کردند.  تا باشد که شهیدان جاودانه بمانند.دوران اول راهنمای را در مدرسه ی شهید اهنگر گذرانیده وسپس طبق تعقیر نا منسفانه ی دانش اموزانی که در کوچه همنام مدرسه بودند را به مدرسه نماز واقع در کوشک انتقال دادند. که این مدرسه ی ابتدای را در شیفت بعد اظهر به راهنمای تغییر دادند. که نام ان را مدرسه ی امام صادق (ع)نام  گذاشتند.

دوستان جدید با ما خو گرفته بودند که ناگهان دوره ی  راهنمای سپری گردید وما باید به دبیرستان می رفتیم.    باز  تقدیر ما را در مدرسه ی شهید اهنگری قرار داد اما با نام جدید .(دبیرستان ختم)     .این دوران سه ساله عجب دوران شیرین برایم بود که خاطرات ان برایم ارامش بخش  است.دورانی که منشع جوانیم بود.بعد از این دوران برای پیش دانشگاهی به مدرسه ی امام علی (ع) در چالوس در کوچه ی قدیم کاراج شهسوار  عزیمت کردم. واین دوران نیز به سپر رسید .وبه دانشگاه راه یافتم وبعد از مطالعلت  بر ان شدم تا تاریخ حقیقی شهر خود را به دیگران معرفی بنمایم.

واز شما دوستاران به حقیقت از تاریخ قدر دانی به عمل اورم. 

با تشکر (میثم) از لطف شما.                                                                 

+ نوشته شده در  چهارم اردیبهشت 1390ساعت 13:10  توسط میثم  | 
در اینجا منظور از نژاد بومیان چالوس ریشه نژادی ان دسته از ساکنین چالوس است که بیشتر در کوهپایه ها و دامنه کوهستانهای دور دست چالوس زندگی می کرده اند (مرزن اباد.کلاردشت.) و هم اکنون نیز اعقاب انها وجود دارند.

بگذریم از اینکه تپورها  امدند و در بیشتر نقاط مازندران جانشین سا کنین قدیمی مازندران شدند. بر اساس نوشته ی مورخان یونانی در حدود هزار سال پیش از میلاد مسیح قومی از اقوام اریایی به نام اماردان یا ماردان در حوالی امل سکونت یافتند. واین حوالی شامل روستمدار و رویان نیز می تواند باشد.

کسروی می گوید در زمان لشکرکشی اسکندر مقدونی طایفه ی به نام اماردان-ماردان در مازندران سکونت داشتند وان هنگام هنوز( تاپوران(تپورها) در سال ۱۷۶ قبل ازمیلاد * اماردها یا مردها را به ناحیه ی خوار در مشرق ورامین کوچ دادو جای ان ها را تپورها گرفتند.)

+ نوشته شده در  چهارم اردیبهشت 1390ساعت 11:54  توسط میثم  |